خرید بک لینک


همان طور که قبلا عرض کردم سال دو هزار و چهارده، سال اوتیسم است. یعنی می خواهم هر چه را که در طول چهار سال گذشته تجربه کرده ام، کم کم روی کاغذ (مانیتور البته) بیاورم. در این مسیر البته تنها نیستم و در کنار نغمه و سپیده، مادران و پدران عزیز دیگر هم به یاری ام می آیند از جمله نوید ( که جا دارد از این تریبون بابت تمام عشق و حمایتی که نثار پروژه های من می کند تشکر کنم) و این در واقع کاری است که همه به طور مساوی در آن مشارکت می کنیم. همه که می گویم یعنی واقعا همه. حتی پدرها و مادرهایی که مایل نیستند شرایط فرزندشان را رسما اعلام کنند، می توانند با هر اسم دیگری در کنار ما باشند. حتی می توانند اسم شان را به ما هم نگویند. مهم این است که آن قدر درباره ی اوتیسم حرف بزنیم و بشنویم که کم کم همه با میل و رغبت بتوانند درباره ی نیازها و تفاوت های فرزندشان، بدون احساس شرمندگی یا تردید، با دیگران حرف بزنند.


پس منتظرِ اتفاق های خوب باشیم. چون در حال مذاکره هستیم و همگی مشتاق و پر از انرژی مثبت؛ و شک نداریم که این اتفاق بزرگ و خوبی خواهد بود هم برای تک تک ما و هم برای جامعه ی بزرگِ کودکان با نیازهای ویژه.


همین جا لازم می دانم به یک نکته هم اشاره کنم و زحمت را کم کنم بروم بخوابم چون فردا رییس سرِ ساعت شش و نیم صبح توی دفترش نشسته که زیر چشمی رفت و آمد کارمندهای دون پایه را زیر نظر بگیرد تا موقع مرخصی گرفتن تلافی در بیاورد.


مطلب هم درباره ی پست مربوط به بنیاد کودک است. اولا از بنیاد کودک ممنونم که برای این پست جواب نوشتند چون قضاوت را آسان تر می کند. بنده همان طور که عرض کردم قصد منصرف کردن کسی را نداشتم و ندارم. صرفا تجربه ام را مطرح کردم و در جواب دوستانی که دائم اعتراض می کنند تو قصد خراب کردن یا فلان و فلان داشتی، باید عرض کنم که بنده در تاریخ سی نوامبر خدمت دوستان پیج بنیاد کودک عرض کردم که قرار است در وبلاگم جزییاتی را از مواردِ پیش آمده بنویسم و این دوستان هم، به این ماجرا اعتراضی نکردند. بعد هم دیدید که نکته به نکته جواب نوشتند. من هم ضمن منتشر کردن جواب، حرف دیگری نمی زنم تا قضاوت به عهده ی خواننده باشد نه من.


پس همین جا از همه ی آن ها که در طولِ این چند روز، در ایمیل ها و کامنت های عمومی و خصوصی من را سرزنش کردند و عصبانی بودند( بنده البته مطلقا کامنتی را حذف نکردم حتی توهین آمیز)، خواهش می کنم به جای این که وقت بگذارید تا دیگران را سرزنش کنید که چرا حرف زدی و این را گفتی و آن را گفتی، بروید و با دقت و حوصله از تجربه های خوب تان با بنیاد کودک یا هر جای دیگری که همکاری کردید بنویسید. شک نکنید که تصمیم درست، بعد از خواندنِ همه ی تجربه های مثبت و منفی حاصل می شود.


در این مرحله که هر دو طرف حرف هایشان را زدند و تمام دلایل و دیدگاه ها بدون کم و کاست منتشر شد، به سبک اصغر فرهادی پرونده را می بندم و دیگر به سوالی در این زمینه جواب نمی دهم، چون می خواهم بروم سراغِ مهم ترین ماموریتِ امسال:


عشق؛ آریو، متین، راستین و همه ی کوکان نازنین اوتیستیک.


برچسب: نویسنده: متین خلیلی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 9:33

صفحه بندی